پورتال جامع آموزش زبان انگلیسی Learn English Online

English language learning website
پورتال جدید آموزش زبان انگلیسی
طبقه بندی موضوعی
پنجشنبه, ۱۷ آبان ۱۳۹۷، ۰۷:۰۴ ب.ظ

مسوولیت چیزی را به عهده داشتن در انگلیسی

مسوولیت چیزی را به عهده داشتن در انگلیسی
To be in charge (of something)
.
مثال:
Who’s in charge here?
مسوول اینجا کیست؟ / مسوولیت اینجا به عهده کیست؟
.
The teacher put me in charge of organizing the project.
معلم منو مسوول هماهنگی پروژه قرار داد
.
You're in charge of making the salad.
تو مسوول درست کردن سالاد هستی
.
Who is in charge of this office?
چه فردی مسوول این دفتر است؟
.
Do you like being in charge?
دوست داری مسوول باشی؟
.
Who is the person in charge here?
اینجا چه فردی مسوول است؟
.
I’m in charge of the sales department.
من مسوول بخش فروش هستم
.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ آبان ۹۷ ، ۱۹:۰۴

چند جمله کاربردی با هر چند وقت یکبار؟ How often…? در انگلیسی
.
How often do you exercise?
چند وقت یکبار تمرین میکنی؟
.
How often do you change your password?
چند وقت یکبار پسوردت رو عوض میکنی؟
.
How often do you help out at school?
هر چند وقت یکبار در فعالیتهای مدرسه کمک میکنی؟
.
How often do you listen to your MP3 player?
هر چند وقت یکبار از پخش کننده Mp3 ات استفاده میکنی؟
.
How often do you need to go to the dentist?
هر چند وقت یکبار لازم داری که به دندانپزشکی بری؟
.
How often do you receive your magazine in the mail?
هر چند وقت یکبار مجله ات رو در صندوق ات دریافت میکنی؟
.
How often do you report to your supervisor?
هر چند وقت یکبار به سرپرست ات گزارش میدهی؟
.
How often do you stretch before working out?
هر چند وقت یکبار قبل از تمرین بیرون حرکات کششی انجام میدی؟
.
How often do you talk to your parents?
هر چند وقت یکبار با والدین ات حرف میزنی؟
.
How often do you travel?
هر چند وقت یکبار به سفر میری؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ آبان ۹۷ ، ۲۱:۰۴
سه شنبه, ۲۴ مهر ۱۳۹۷، ۰۷:۰۰ ب.ظ

چه برسه به اینکه در انگلیسی

چه برسه به اینکه در انگلیسی
.
در فارسی غیر رسمی (معمولا) چنین ساختاری داریم "چه برسه به اینکه"
در انگلیسی با استفاده از Even و Let alone اینجوری بیان میکنیم:
.
Ali doesn't even know how to bounce a ball on his foot a couple times, let's not even talk about playing on the local soccer team.
علی بلد نیست دو تا روپایی بزنه چه برسه به بازی توی تیم فوتبال محله.
.
You can't even write two lines, much less a [whole] book.
تو حتی نمی‌تونی دو خط بدون غلط بنویسی، چه برسه به نوشتن یک کتاب.
.
We can't even go there by car, let alone on foot.
با ماشینم نمی‌تویم بریم اونجا چه برسه به پیاده.
.
I've still not even written one line much less an article.
یک خطم ننوشتم هنوز چه برسه به یک مقاله.
.
We don't even have an outstanding poetry critic let alone prize!
منتقد برجستهٔ شعر نداریم چه برسد به جایزه!
.
Addicts have no thought other than getting more drugs forget about thoughts of their country's freedom
افراد معتاد فکری بجز فراهم کردن مواد نداره چه برسه به اینکه به فکر ازادی کشورشان باشن.
.
It has become difficult for me to breathe let alone write!
نفس کشیدن هم برام سخت شده چه برسه به نوشتن!
.
Oh God, with such fanatical brothers, do you think I even dare look at anyone in the street let alone answer this letter or start some relationship?
خدایا با این برادرهای متعصب مگه من جرئت دارم به کسی توی خیابون نیگاه کنم چه برسه به جواب دادن این نامه و شروع ارتباطی.
.
Even those whose mother tongue was English were not able to express it properly, let alone me.
حتی آنهایی که زبان مادرشان انگلیسی بود نتوانستند مطلب را خوب ادا کنند تا چه برسه به من
.
Do I have a dollar? I don't even have a dime, let alone a dollar.
من یه دلار دارم؟ من حتی یه 10سنتی هم ندارم چه برسه به دلار.
.
I don't have enough money for a new car, let alone a luxury sedan.
من پول برای یه ماشین جدید ندارم، چه برسه به یه ماشین سدان شیک

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ مهر ۹۷ ، ۱۹:۰۰

ابراز پشیمانی در انگلیسی Expressing Regret in English

ابراز پشیمانی با استفاده از ساختار
I wish/If only + Past perfect
▼▼▼
I wish I had come to your party!
ای کاش به میهمانی تو آمده بودم
.
I wish I had worked harder.
ای کاش بیشتر کار کرده بودم
.
If only I hadn’t eaten so much.
چی می شد اگه زیاد نخورده بودم
.
If only I had driven more carefully.
چی می شد اگر با احتیاط بیشتری رانندگی کرده بودم
.
ابراز پشیمانی با استفاده از ساختار
I should have (not) + Past Participle
▼▼▼
I should have come to your party.
باید به میهمانی تو آمده بودم
.
I should have worked harder.
باید بیشتر کار کرده بودم
.
I should haven’t eaten so much.
نباید زیاد خورده بودم(می‌خوردم)
.
I should have driven more carefully.
باید با احتیاط بیشتری رانندگی کرده بودم
.
ابراز پشیمانی با استفاده از ساختار
I regret +Noun/V+ing
▼▼▼
I regret not coming to your party.
از نیامدن به میهمانی تو پشیمانم
.
I regret not working harder.
از کار نکردن زیاد پشیمانم
.
I regret eating so much.
از خوردن زیاد پشیمانم
.
I regret leaving you alone.
از تنها گذاشتن تو پشیمانم
.
I regret the things I didn’t do when I had the chance.
از انجام ندادن کارهایی که شانسش  را داشتم و انجام ندادم پشیمانم.
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ مهر ۹۷ ، ۱۹:۵۷
پنجشنبه, ۱ شهریور ۱۳۹۷، ۰۹:۰۰ ب.ظ

عبارتها و جملات مورد نیاز در مطب دندان پزشکی

عبارتها و جملات مورد نیاز در مطب دندان پزشکی
.
I have a sore tooth/I have a toothache
دندون درد دارم
.
I have swollen gums
لثه ام ورم کرده
.
I have pain in my jaw
فکم درد میکنه
.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ شهریور ۹۷ ، ۲۱:۰۰
سه شنبه, ۱۶ مرداد ۱۳۹۷، ۰۷:۴۹ ب.ظ

ابراز پشیمانی در انگلیسی Expressing Regret in English

ابراز پشیمانی در انگلیسی Expressing Regret in English

ابراز پشیمانی با استفاده از ساختار
I wish/If only + Past perfect
▼▼▼
I wish I had come to your party!
ای کاش به میهمانی تو آمده بودم
.
I wish I had worked harder.
ای کاش بیشتر کار کرده بودم
.
If only I hadn’t eaten so much.
چی می شد اگه زیاد نخورده بودم
.
If only I had driven more carefully.
چی می شد اگر با احتیاط بیشتری رانندگی کرده بودم
.
ابراز پشیمانی با استفاده از ساختار
I should have (not) + Past Participle
▼▼▼
I should have come to your party.
باید به میهمانی تو آمده بودم
.
I should have worked harder.
باید بیشتر کار کرده بودم
.
I should haven’t eaten so much.
نباید زیاد خورده بودم(می‌خوردم)
.
I should have driven more carefully.
باید با احتیاط بیشتری رانندگی کرده بودم
.
ابراز پشیمانی با استفاده از ساختار
I regret +Noun/V+ing
▼▼▼
I regret not coming to your party.
از نیامدن به میهمانی تو پشیمانم
.
I regret not working harder.
از کار نکردن زیاد پشیمانم
.
I regret eating so much.
از خوردن زیاد پشیمانم
.
I regret leaving you alone.
از تنها گذاشتن تو پشیمانم
.
I regret the things I didn’t do when I had the chance.
از انجام ندادن کارهایی که شانسش  را داشتم و انجام ندادم پشیمانم.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ مرداد ۹۷ ، ۱۹:۴۹

عبارت و اصطلاح انگلیسی مربوط به نامزدی و ازدواج

Wedding
مراسم ازدواج
------------
Marriage proposal
an offer of marriage
پیشنهاد ازدواج
------------
She accepted his marriage proposal.
او درخواست ازدواجش را پذیرفت
------------
Marriage offer
an offer of marriage
پیشنهاد ازدواج

She politely declined his marriage offer.
او درخواست ازدواجش را مودبانه رد کرد
------------
Engaged

if two people are engaged, they have agreed to marry
نامزد شدن

Have you heard? Sally and Ray are getting engaged.
شنیدی سالی و ری نامزد شده اند؟
------------
Engagement

an agreement between two people to marry, or the period of time they are engaged
نامزدی

Tony was stunned when Lisa suddenly broke off their engagement.
تونی وقتی که لیزا نامزدی اش رو بهم زد شوکه شد
------------
Engagement rings

a ring that a man gives a woman to show that they are engaged
حلقه ی نامزدی

Her engagement ring was so beautiful.
حلقه نامزدی اش خیلی خوشگل بود
------------
Fiancé فیانسه

the man whom a woman is going to marry
نامزد (مرد)

Let me introduce my fiancé.
میخوام نامزدم رو معرفی کنم
----------------
Fiancée
 فیانسه (تلفظشون مثل هم اند)

the woman whom a man is going to marry
نامزد (زن)

My fiancée and I will be married in June.
 من و نامزدم در جولای ازدواج میکنیم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ تیر ۹۷ ، ۱۹:۵۵

لیست کامل اختصارات اصلی در انگلیسی بر اساس حروف الفبا
Alphabetical list of contractions
.
دوستان
دقت داشته باشید که هرگونه اختصار نمودن کلمه، در هر آزمون رسمی، ممنوع است!!!

are not = aren’t
cannot = can’t
could not =couldn’t
did not = didn’t
do not = don’t
does not = doesn’t
had not = hadn’t
have not = haven’t
he is  = he’s
he has = he’s
he will = he’ll
he would = he’d
he had = he’d
here is = here’s
I am = I’m
I have = I’ve
I will = I’ll
I would = I’d
I had = I’d
is not = isn’t
it is = it’s
it has = it’s
it will = it’ll
must not = mustn’t
she is = she’s
she has = she’s
she will = she’ll
she would = she’d
she had = she’d
should not = shouldn’t
that is = that’s
there is = there’s
they are = they’re
they have = they’ve
they will = they’ll
they would = they’d
they had = they’d
was not = wasn’t
we are = we’re
we have = we’ve
we will = we’ll
we would  = we’d
we had = we’d
were not = weren’t
what is = what’s
where is = where’s
who is = who’s
who will = who’ll
*will not = won’t (irregular)
would not = wouldn’t
you are = you’re
you have = you’ve
you will = you’ll
you would = you’d
you had = you’d
.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ تیر ۹۷ ، ۱۸:۵۴

کلمات برای انواع دزد در زبان انگلیسی

words for all sorts of thieves in English

.
Robber
a person who robs the bank
کسی که بانک را می زند. (بیشتر برای سارق بانک به کار میرود)
.
Thief
a person who steals something from somebody
کسی که چیزی را از شخصی می دزدد. (دزد)
.
Burglar
a person who steals something from home
کسی که از خانه ای دزدی میکند.
.
Kidnapper & Abductor
a person who kidnaps a kid or a person
آدم ربا یا بچه ربا
.
Pickpocket
a person who steals money from your pocket
جیب بر
.
Hijacker
a person who hijacks a plane
هواپیما ربا .

Carjacker
a person who Carjacks / steals a car
سارق اتومبیل
.
Joyrider
Someone who steals a car and drives it in a fast and dangerous way for fun.
ماشین دزد (کسی که ماشین را بطور تفننی و برای خوشگذرانی و تفریح میدزدد)
.
Shoplifter
a person who steals something from a shop
کسی که از مغازه دزدی میکند
.
Plagiarist & Pirate
a person who uses another person's words, ideas, or work and pretends they are their own.
سارق ادبی (کسی که مطالب و آثار دیگران را به نام خود ثبت میکند)
.
Mugger
someone who attacks people in a public place and robs them.
کسی که زورگیری (خفت گیری) میکند.
.
Smuggler
someone who takes something illegally from one country to another.
قاچاقچی
.
Bandit
someone who robs people, especially one of a group of people who attack travellers.
راهزن
.
Pirate
someone who sails on the seas, attacking other boats and stealing things from them.
دزد دریایی
.
Looter & Plunderer
someone who breaks into shops or homes and steals things, after there has been a natural disaster, a war, or a violent protest.
غارتگر
.
Poacher
someone who illegally catches or shoots animals, birds, or fish, especially on private land without permission.
شکارچی غیر قانونی (کسی که بطور غیر قانونی حیوانات را بخاطر پوست، عاج و غیره شکار میکند )

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ خرداد ۹۷ ، ۲۰:۱۶
پنجشنبه, ۱۷ خرداد ۱۳۹۷، ۰۶:۵۰ ب.ظ

بیان بی‌تفاوتی در انگلیسی Expressing Indifference in English

بیان بی‌تفاوتی در انگلیسی Expressing Indifference in English
.
Who cares!
کی اهمیت میده!
.
I don’t care!
اهمیت نمی‌دهم!
.
I don’t mind.
برام اهمیت نداره!
.
I don’t mind whatever you do.
هرکاری که میکنی برام اهمیت نداره
.
It makes no difference to me.
برام فرقی نداره
.
Do what you like. I don’t care.
هرکاری دوست داری بکن، اهمیت نمی دهم
.
It doesn’t matter to me.
برام مسئله یی نیست.
.
So what?
که چی بشه؟
.
It’s all the same to me.
همه ش برام یکی است.
.
Why should I care?
چرا باید اهمیت بدهم؟
.
It’s your decision.
تصمیم با توست
.
I wouldn’t mind.
برام مهم نیست
.
Do as you like.
هر طور دوست داری بکن
.
Whatever you want.
هرچه که میخواهی
.
You can say whatever you like.
هرچه دوست داری رو میتوانی بگویی.
.
I couldn’t care less.
بیشتر از این نمی‌توانم بی اهمیت باشم.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ خرداد ۹۷ ، ۱۸:۵۰
يكشنبه, ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۶:۵۸ ب.ظ

64 تکنیک برای یادگیری سریع‌تر، بهتر و عمیق‌تر

64 تکنیک برای یادگیری سریع‌تر، بهتر و عمیق‌تر



گفته می‌شود که انسان‌ها تنها از 10 درصد قدرت فکر خود استفاده می‌کنند و تفاوت بین نوابغ و افراد معمولی تا حد زیادی به این مسآله برمی‌گردد.

با به‌کارگیری 64 روشی که در ذیل شرح داده شده می‌توانید میزان یادگیری خود را چند برابر کنید. توصیه می‌شود این روش‌ها را با فونت بزرگ چاپ کرده و روی دیوار اتاق‌اتان نصب کنید طوری که هر روز آن‌ را ببینید.

این 64 روش در ده بخش ارائه می‌شود شامل:

در مورد این روش‌ها اگر تجربه‌ی شخصی و یا مطلب، عکس و ... کامل‌کننده‌ی دیگری دارید برای ما ارسال کنید. هم‌چنین اگر روش خاص دیگری برای یادگیری بهتر مطالب دارید مطرح کنید تا بقیه‌ی دوستان‌اتان نیز از آن بهره ببرند.

سلامت

1- هنگام مطالعه پای خود را حرکت دهید.

در طول مطالعه و نشستن در یک مکان برای مدت طولانی، پای خود را هر چند وقت یک‌بار به سمت بالا و پایین تکان دهید. این کار موجب افزایش جریان خون شده و یادگیری و تمرکز را افزایش می‌دهد.

2- برای فکر کردن غذا بخورید.

خوردن صبحانه بسیار ضروری است زیرا پروتئین مغز را تامین می‌کند. کمبود پروتئین برای مغز باعث سردرد می‌شود.

3- ناهار سبکی بخورید.

ناهار سنگین باعث خواب آلودگی می‌شود اگر بعد از ناهار فرصت خوابیدن ندارید، سعی کنید ناهار سبکی انتخاب کنید.

4- از داروهای تقویت حافظه استفاده کنید.

داروی گیاهی ژینکگو بیلوبا - که باعث افزایش جریان خون در مغز می‌شود - بدون عوارض جانبی در بازار موجود است.

تعادل

5- از اضطراب و افسردگی به دور باشید.

استرس و ناراحتی باعث کاهش یادآوری اطلاعات می‌شود و از این رو کاهش قدرت یادگیری می‌شود. گاهی اتاق روشن‌تر و خوردن غذاهای طبیعی بیش‌تر باعث افزایش شادابی و آرامش می‌شود.

6- برای ارائه‌ی ایده‌ی جدید بخوابید!

7- بین مطالعه استراحت کنید.

تغییر وضعیت روحی و جسمی باعث مشخص شدن استرس‌هایی می‌شود که در حال مطالعه بر ما حکمفرما شده‌اند و ما از آن‌ها بی‌خبریم. مطالعه همراه با استراحت‌های هرچند کوتاه بسیار مفیدتر از مطالعه‌ی طولانی بی‌وقفه است. برای این منظور، به ازای هر 90 دقیقه مطالعه، 20 دقیقه استراحت داشته باشید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۸:۵۸
سه شنبه, ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۷:۵۱ ب.ظ

کاربرد و فرق بین Whether , Weather , Wether در انگلیسی

کاربرد و فرق بین Whether , Weather , Wether در انگلیسی
.
تلفط این سه خیلی شبیه هم اند!
و بهترین راه تشخیصشون، به خصوص در شنیدار به موقعیت قرارگیری شون در جمله است.
.
We’re going to have a picnic, whether or not the weather is warm.
ما داریم میریم پیک نیک؛ چه هوا گرم باشه، چه نباشه
.
به مثال بالا خوب دقت کنید
.
کمه؛ دوباره دقت کن
.
weather :
یعنی آب و هوا
مثال:
Local Weather
آب و هوای محلی
──────
whether:
یعنی: خواه؛ چه
حرف ندا برای انتخاب بین دو حالت که ممکنه شک بر انگیز باشه
همچنین:
whether or not
یعنی چه این چه اون
مثال:
Whether or not it rains, we're going to walk to the theater
چه باران ببارد؛ چه نبارد ما داریم پیاده میریم تاتر
.
این رو هم داریم که خیلی کاربرد نداره
wether
فقط بدونید؛ چون زیاد در متون دیده نمیشه
معنی :قوچ اخته ،گوسفند اخته

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۹:۵۱
سه شنبه, ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۷:۵۰ ب.ظ

جملات مرتبط با رستوران در زبان انگلیسی

RESTAURANT
جملات مرتبط با رستوران در زبان انگلیسی
.
How often do you eat out?
Who do you go with?
چند وقت یکبار بیرون غذا میخوری؟
با چه فردی بیرون میروی؟
.
I often eat out on weekends,
when I hang out with my friends.
من معمولا" آخر هفته ها بیرون غذا میخورم،
وقتی که با دوستانم هستم
.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۹:۵۰
جمعه, ۱۰ فروردين ۱۳۹۷، ۰۷:۰۵ ب.ظ

10 سوال خدا به زبان انگلیسی و فارسی God's questions

 10 سوال خدا به زبان انگلیسی و فارسی  God's questions

 

1. God won't ask what kind of car you drove,

He'll ask how many people you drove who didn't have transportation.

 

1- خداوند از تو نخواهد پرسید که چه اتومبیلی سوار شده ای،

 

بلکه خواهد پرسید که چند نفر را که وسیله نداشتند به مقصد رساندی...

 

2. God won't ask the square footage of your house,

He'll ask how many people you welcomed into your home.

 

2- خداوند از تو نخواهد پرسید زیر بنای خانه ات چند متر بود،

 

بلکه خواهد پرسید که چند نفر را در خانه ات خوش آمد گفتی...

 

3. God won't ask about the clothes you had in your closet,

He'll ask how many you helped to clothe.

 

3- خداوند از تو نخواهد پرسید که چه لباس هایی در کمد داشتی،

 

بلکه خواهد پرسید که به چند نفر لباس پوشاندی...

 

4. God won't ask what your highest salary was,

He'll ask if you compromised your character to obtain it.

 

4- خداوند از تو نخواهد پرسید که بالاترین میزان حقوق تو چقدر بوده است،

 

بلکه خواهد پرسید آیا سزاوار گرفتن آن هستی...

 

5. God won't ask what your job title was,

He'll ask if you performed your job to the best of your ability.

 

5- خداوند از تو نخواهد پرسید عنوان و مقام شغلی تو چه بود،

 

بلکه از تو خواهد پرسید آیا آن را به بهترین نحو انجام دادی...

 

6. God won't ask how many friends you had,

He'll ask how many people to whom you were a friend.

 

6- خداوند از تو نخواهد پرسید چه تعداد دوست داشتی،

 

بلکه خواهد پرسید برای چند نفر دوست و رفیق بودی...

 

7. God won't ask in what neighborhood you lived,

He'll ask how you treated your neighbors.

 

7- خداوند از تو نخواهد پرسید در چه منطقه ای زندگی میکنی،

 

بلکه خواهد پرسید چگونه با همسایگانت رفتار کردی...

 

8. God won't ask about the color of your skin,

He'll ask about the content of your character.

 

8- خداوند از تو نخواهد پرسیدکه پوستت به چه رنگ بوده است؟

 

بلکه خواهد پرسید که چگونه انسانی بودی...

 

9. God won't ask how much did you make your business grow,

He’ll ask how much did you help others to grow.

 

9- خداوند از تو نخواهد پرسید که چقدر کسب و کارتان را رشد دادید،

 

بلکه خواهد پرسید چقدر به کسب و کار بقیه کمک کردید تا رشد کند...

10. God won't ask if you loved and worshipped him,

 

He’ll ask how much did you love and worship your parents,

 

10- خداوند از تو نخواهد پرسید که آیا عاشق خدا بودید و وا را پرستیدید،

 

بلکه خواهد پرسید چقدر عاشق والدینتان بودید و آنها را پرستیدید..
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ فروردين ۹۷ ، ۱۹:۰۵

جمله ها و عبارتها برای سپاسگزاری و پاسخ در انگلیسی Thank You Phrases and Expressions in English
.
Express thanks and gratitude
عبارتها برای بیان سپاس و تشکر
.
Thank you.
سپاسگزارم
.
Thanks.
متشکرم
.
Thank you very much.
از شما خیلی ممنونم
.
Thanks a lot!
بسیار ممنون
.
Many thanks.
بسیار سپاس
.
Sincerely thanks.
خالصانه سپاس
.
Thank you so much!
سپاس بسیار زیاد
.
Thanks a million for your help.
یک میلیون سپاس برای کمک شما
.
I really appreciate your help.
واقعا" از کمک شما سپاسگزارم
.
You are so kind.
شما بسیار مهربان هستید
.
I don’t know how to express my thanks.
نمیدانم چطور سپاس خود را بیان کنم
.
There are no words to show my appreciation!
برای بیان سپاس من کلماتی وجود ندارد
.
What you’ve done means a lot to me.
کاری که تو کردی برای من خیلی ارزش دارد
.
That’s so kind of you.
این از لطف شماست
.
You’ve made my day.
روزم را ساختی
.
I owe you a great deal
من به تو بسیار بدهکارم
.
Thank you from the bottom of my heart for everything.
برای همه چیز از صمیم قلب ممنونم
.
How can I ever possibly thank you?
چطور ممکنه که بتونم سپاسگزاری کنم؟
------------------
Useful Responses to thank you
پاسخ های مفید برای پاسخ به سپاسگزاری
.
You’re welcome!
خواهش میکنم
.
It was my pleasure.
باعث خوشحالی من است
.
My pleasure.
باعث خوشحالی است
.
Don’t mention it.
عنوانش نکن
.
Forget it.
فراموشش کن
.
No big deal.
چیز خاصی نبود
.
It’s was nothing.
چیزی نبود
.
Think nothing of it.
بهش فکر نکن
.
I’m glad that I can help you.
خوشحالم که توانستم کمکت کنم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ فروردين ۹۷ ، ۲۰:۲۰
پنجشنبه, ۲۴ اسفند ۱۳۹۶، ۰۸:۲۶ ب.ظ

مبادا که رویاهایت را فرو گذاری

                         مبادا که رویاهایت را فرو گذاری

Don't give up your dream
مبادا که رویاهایت را فرو گذاری
I know you're going to make it ...
می دانم , برآنی که انجامش دهی
It may take time and hard work
شاید زمانبر باشد و تلاش زیادی بخواهد
You may become frustrated and at times you'll feel
like giving up
شاید بفرسایی و گاهی حس تسلیم به تو دست دهد
some times you may even wonder if it's really worth it
گاه تردید کنی که به این همه سختی می ارزد؟
But I have confidence in you
اما من به تو ایمان دارم
and I know you'll make it , if you try.
و هیچ تردیدی نداریم که اگر سعی کنی، انجامش خواهی داد
Amanda Pierce

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ اسفند ۹۶ ، ۲۰:۲۶
پنجشنبه, ۳ اسفند ۱۳۹۶، ۰۸:۲۰ ب.ظ

بیان علاقمندی و عدم علاقمندی به چیزی در انگلیسی

بیان علاقمندی و عدم علاقمندی به چیزی در انگلیسی

.
برای بیان علاقمندی به چیزی در انگلیسی از عبارتهای زیر میتوان استفاده کرد:

I like…
I love…
I enjoy…
I adore…
I ‘m crazy about…
I’m mad about…
I’m keen on…

مثالها:
I like dogs.
من سگها را دوست دارم
.
I love cooking.
من آشپزی را دوست دارم
.
I enjoy playing football.
من از بازی فوتبال لذت میبرم
.
I’m crazy about pizza.
من دیوانه ی پیتزا هستم
.
I’m fond of rock music.
من طرفدار موزیک راک هستم
.
Do you like tennis? Yes, I do.
آیا تنیس را دوست داری، بله دارم
--------
برای بیان اینکه از چیزی خوشتان نمی آید و یا دوست ندارید از عبارتهای زیر استفاده میکنیم:

I don’t like…
I dislike…
I hate…
I can’t bear…
I can’t stand…

مثالها:
I don’t like him.
من از او خوشم نمی‌آد
.
I can’t stand these people.
من طاقت تحمل این مردم را ندارم
.
I can’t stand this smell.
من این بو را نمیتوانم تحمل کنم
.
I don’t like washing dishes.
من از ظرف شستن خوشم نمی‌آد
.
I hate going to the dentist.
من از رفتن پیش دندانپزشک متنفرم
.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ اسفند ۹۶ ، ۲۰:۲۰

فرق اصلی و تفاوت زمانهای گذشته ی سادهSimple past با حال کامل Present perfect در انگلیسی
.
بگذارید با یک کالوکیشن شروع کنیم:
Commit a crime
یعنی: مرتکب جرمی شدن/ یک کار خلاف(جدی) قانون انجام دادن

مثال:
He has committed a crime.
او مرتکب جرمی شده است.

نکته:
چون در مثال بالا، نمیخواهیم اشاره کنیم به زمان و مکان، از حال کامل
(Present perfect)
استفاده میکنیم.
اگر میخواستیم به زمان و ومکان و .. اشاره کنیم، از گذشته ی ساده استفاده میکردیم.
و دقیقا" این فرق بینِ حال کامل و گذشته ی ساده است. (هرچی تا حالا خوندی در این مورد بریز دوووووور، فقط همینه دلیل و فرقش)
.
مثال ناقص برای گذشته ی ساده:
He committed a crime!
او مرتکب جرمی شد! خب، کجا؟ خب کی؟؟
یعنی اینکه، در این مورد، شنونده، خواننده ی انگلیسی زبان، انتظار داره شما ادامه بدی، کی، کجا؟؟؟ چجوری و ...
.
نکته ی فوق العاده مهم:
کاربرد درست از گذشته ی ساده این است که شما به زمان یا مکان یا دیگر حزئیات اشاره کنید، و اگر نخواهید اشاره ایی به چنین جزئیاتی بکنیم، از حال کامل استفاده میکنم و نه گذشته ی ساده.
در واقع جمله ی تکمیل شده ی عبارت بالا، با کاربرد درست گذشته ی ساده می‌شود:
He committed a crime when he was 16.
او وقتی 16 سالش بود مرتکب جرم شد.
.
مثال و نکته‌ی بعدی:
He was sent to prison for a crime that he didn't commit.
او به خاطر جرمی که مرتکب نشده بود به زندان (افتاد/) فرستاده شد.
.
نکته:
در مثال بالا: معلوم نیست کی فرستاده ش زندان، یا نمیخواهیم بگیم کی فرستاده ش آب خنک بخوره، یا اصلا" مبرهن است که مثلا" دادگاه فرستاده ش، پس از ساختار مجهول استفاده می‌کنیم.
جمله‌ی معلومش بوده است:
They sent him to prison for a crime that he didn't commit.
آنها او را به خاطر جرمی که مرتکب نشده بود به زندان انداختند.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ بهمن ۹۶ ، ۱۸:۵۳
پنجشنبه, ۱۲ بهمن ۱۳۹۶، ۰۹:۳۳ ق.ظ

فرق In time و On time در انگلیسی چیست؟

فرق In time و On time در انگلیسی چیست؟
.
On time:
دقیقا" به موقع و سر وقت، منظم
مثال:
I hardly ever get to work on time.
کم پیش میاد که من به موقع سر کار برسم.
.
My flight's on time, so I'll meet you at the airport at 3:30.
پروازم سر/به موقع ست، ساعت3:30 در فرودگاه می‌بینمت
.
If you don't bring it on time, you'll receive a 20-point deduction.
اگر به موقع نیاوریدش، 20 امتیاز از شما کم خواهد شد.
.
In time:
زودتر از موعد مقرر، به اندازه ی کافی زودتر
مثال:
Guys, Please be here in time.
بچه ها، لطفا" قبل از موعد اینجا باشید.
.
I came back in time for Mori's party.
برای میهمانی موری قبل از موقع برگشتم
.
I want to be home in time for tea.
می‌خواهم قبل از موعد خوردن چای خانه باشم
.
دقت داشته باشید که In time بودن در قرار ها، نشان شخصیت شماست

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ بهمن ۹۶ ، ۰۹:۳۳
پنجشنبه, ۱۴ دی ۱۳۹۶، ۰۶:۲۲ ب.ظ

فرق بین problem و trouble و issue در انگلیسی

فرق بین problem و trouble و issue در انگلیسی

این سه کلمه بسیار معنی نزدیکی به هم دارند و زبان آموزان رو دچار سردرگمی میکنند اما در کاربرد واقعی دارای کاربردی متفاوت و اختلافی زیادند.
.
Problem:مشکل
پرابلم معمولا"چیز یا مشکلی منفی است که راه حل آن سولوژنsolution است، و به مشکلی اشاره داره که باید بررسی و رفع بشود. و یا مشکلی است که باید با آن مواجه شویم
مثال:
Sorry, I have a problem with my phone.
ببخشید گوشی من یه مشکلی داره
.
There's a problem with the Internet connection.
اتصال اینترنت مشکل داره
.
Is there a problem with it?
آیا اون مشکلی داره؟
.
What's your problem?
مشکلت چیه؟
.
نکته:
پرابلم معمولا" ربط به آدمها داره، بنابر این میگیم:
My problem
Your problem
Their problem
.
Trouble: دردسر
ترابل معمولا" در مورد چیزها و مشکلات منفی است که راه حل کمتری دارد و معمولا" ارتباط به احساساتی دارند که در اثر رخداد یک اتفاق برای ما ناشی میشوند: پس بهترین معنی و نزدیکترین در فارسی میشه: "دردسر"
مثال:
get in trouble
توی دردسر افتادن
.
I've had similar trouble with this car before.
من قبلا" همچین دردسرهایی رو با این ماشین داشتم
و
I'm so sorry to cause so much trouble for you guys.
متاسفم بچه ها که اینقدر دردسر برای شما درست کردم
.
That boy is trouble.
اون پسر مایه ی دردسره
.
Issue:مسئله
ایشو به مسایلی که معمولا" در محیط کاری رخ میده اشاره داره
مثال:
You have serious issues.
تو مشکلات/ مسائل جدی داری
.
The issue is the cost.
مساله/ مشکل قیمت (آن چیز) است
.
This issue keeps coming up again and again.
این مشکل/ مساله همش هی داره پیش میاد
.
نکته ها
1:دقت داشته باشید که پرابلم و ایشو، قابل شمارش countable هستند:
یعنی میتوانیم بگوییم:
A problem
Ten problem
Six issue
A issue
.
2:بنابر اینکه ترابل قابل شمارش نیست،
پس نمیتوان برای ترابل از حرفهای تعریفarticles: a or the استفاده کرد
اما میتوان گفت:
Some trouble

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ دی ۹۶ ، ۱۸:۲۲