پورتال جامع آموزش زبان انگلیسی Learn English Online

English language learning website
پورتال جدید آموزش زبان انگلیسی
طبقه بندی موضوعی

۸۴ مطلب با موضوع «GRAMMAR» ثبت شده است

لیست کامل اختصارات اصلی در انگلیسی بر اساس حروف الفبا
Alphabetical list of contractions
.
دوستان
دقت داشته باشید که هرگونه اختصار نمودن کلمه، در هر آزمون رسمی، ممنوع است!!!

are not = aren’t
cannot = can’t
could not =couldn’t
did not = didn’t
do not = don’t
does not = doesn’t
had not = hadn’t
have not = haven’t
he is  = he’s
he has = he’s
he will = he’ll
he would = he’d
he had = he’d
here is = here’s
I am = I’m
I have = I’ve
I will = I’ll
I would = I’d
I had = I’d
is not = isn’t
it is = it’s
it has = it’s
it will = it’ll
must not = mustn’t
she is = she’s
she has = she’s
she will = she’ll
she would = she’d
she had = she’d
should not = shouldn’t
that is = that’s
there is = there’s
they are = they’re
they have = they’ve
they will = they’ll
they would = they’d
they had = they’d
was not = wasn’t
we are = we’re
we have = we’ve
we will = we’ll
we would  = we’d
we had = we’d
were not = weren’t
what is = what’s
where is = where’s
who is = who’s
who will = who’ll
*will not = won’t (irregular)
would not = wouldn’t
you are = you’re
you have = you’ve
you will = you’ll
you would = you’d
you had = you’d
.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ تیر ۹۷ ، ۱۸:۵۴
سه شنبه, ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۷:۵۱ ب.ظ

کاربرد و فرق بین Whether , Weather , Wether در انگلیسی

کاربرد و فرق بین Whether , Weather , Wether در انگلیسی
.
تلفط این سه خیلی شبیه هم اند!
و بهترین راه تشخیصشون، به خصوص در شنیدار به موقعیت قرارگیری شون در جمله است.
.
We’re going to have a picnic, whether or not the weather is warm.
ما داریم میریم پیک نیک؛ چه هوا گرم باشه، چه نباشه
.
به مثال بالا خوب دقت کنید
.
کمه؛ دوباره دقت کن
.
weather :
یعنی آب و هوا
مثال:
Local Weather
آب و هوای محلی
──────
whether:
یعنی: خواه؛ چه
حرف ندا برای انتخاب بین دو حالت که ممکنه شک بر انگیز باشه
همچنین:
whether or not
یعنی چه این چه اون
مثال:
Whether or not it rains, we're going to walk to the theater
چه باران ببارد؛ چه نبارد ما داریم پیاده میریم تاتر
.
این رو هم داریم که خیلی کاربرد نداره
wether
فقط بدونید؛ چون زیاد در متون دیده نمیشه
معنی :قوچ اخته ،گوسفند اخته

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۹:۵۱

فرق اصلی و تفاوت زمانهای گذشته ی سادهSimple past با حال کامل Present perfect در انگلیسی
.
بگذارید با یک کالوکیشن شروع کنیم:
Commit a crime
یعنی: مرتکب جرمی شدن/ یک کار خلاف(جدی) قانون انجام دادن

مثال:
He has committed a crime.
او مرتکب جرمی شده است.

نکته:
چون در مثال بالا، نمیخواهیم اشاره کنیم به زمان و مکان، از حال کامل
(Present perfect)
استفاده میکنیم.
اگر میخواستیم به زمان و ومکان و .. اشاره کنیم، از گذشته ی ساده استفاده میکردیم.
و دقیقا" این فرق بینِ حال کامل و گذشته ی ساده است. (هرچی تا حالا خوندی در این مورد بریز دوووووور، فقط همینه دلیل و فرقش)
.
مثال ناقص برای گذشته ی ساده:
He committed a crime!
او مرتکب جرمی شد! خب، کجا؟ خب کی؟؟
یعنی اینکه، در این مورد، شنونده، خواننده ی انگلیسی زبان، انتظار داره شما ادامه بدی، کی، کجا؟؟؟ چجوری و ...
.
نکته ی فوق العاده مهم:
کاربرد درست از گذشته ی ساده این است که شما به زمان یا مکان یا دیگر حزئیات اشاره کنید، و اگر نخواهید اشاره ایی به چنین جزئیاتی بکنیم، از حال کامل استفاده میکنم و نه گذشته ی ساده.
در واقع جمله ی تکمیل شده ی عبارت بالا، با کاربرد درست گذشته ی ساده می‌شود:
He committed a crime when he was 16.
او وقتی 16 سالش بود مرتکب جرم شد.
.
مثال و نکته‌ی بعدی:
He was sent to prison for a crime that he didn't commit.
او به خاطر جرمی که مرتکب نشده بود به زندان (افتاد/) فرستاده شد.
.
نکته:
در مثال بالا: معلوم نیست کی فرستاده ش زندان، یا نمیخواهیم بگیم کی فرستاده ش آب خنک بخوره، یا اصلا" مبرهن است که مثلا" دادگاه فرستاده ش، پس از ساختار مجهول استفاده می‌کنیم.
جمله‌ی معلومش بوده است:
They sent him to prison for a crime that he didn't commit.
آنها او را به خاطر جرمی که مرتکب نشده بود به زندان انداختند.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ بهمن ۹۶ ، ۱۸:۵۳
پنجشنبه, ۱۲ بهمن ۱۳۹۶، ۰۹:۳۳ ق.ظ

فرق In time و On time در انگلیسی چیست؟

فرق In time و On time در انگلیسی چیست؟
.
On time:
دقیقا" به موقع و سر وقت، منظم
مثال:
I hardly ever get to work on time.
کم پیش میاد که من به موقع سر کار برسم.
.
My flight's on time, so I'll meet you at the airport at 3:30.
پروازم سر/به موقع ست، ساعت3:30 در فرودگاه می‌بینمت
.
If you don't bring it on time, you'll receive a 20-point deduction.
اگر به موقع نیاوریدش، 20 امتیاز از شما کم خواهد شد.
.
In time:
زودتر از موعد مقرر، به اندازه ی کافی زودتر
مثال:
Guys, Please be here in time.
بچه ها، لطفا" قبل از موعد اینجا باشید.
.
I came back in time for Mori's party.
برای میهمانی موری قبل از موقع برگشتم
.
I want to be home in time for tea.
می‌خواهم قبل از موعد خوردن چای خانه باشم
.
دقت داشته باشید که In time بودن در قرار ها، نشان شخصیت شماست

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ بهمن ۹۶ ، ۰۹:۳۳
پنجشنبه, ۱۴ دی ۱۳۹۶، ۰۶:۲۲ ب.ظ

فرق بین problem و trouble و issue در انگلیسی

فرق بین problem و trouble و issue در انگلیسی

این سه کلمه بسیار معنی نزدیکی به هم دارند و زبان آموزان رو دچار سردرگمی میکنند اما در کاربرد واقعی دارای کاربردی متفاوت و اختلافی زیادند.
.
Problem:مشکل
پرابلم معمولا"چیز یا مشکلی منفی است که راه حل آن سولوژنsolution است، و به مشکلی اشاره داره که باید بررسی و رفع بشود. و یا مشکلی است که باید با آن مواجه شویم
مثال:
Sorry, I have a problem with my phone.
ببخشید گوشی من یه مشکلی داره
.
There's a problem with the Internet connection.
اتصال اینترنت مشکل داره
.
Is there a problem with it?
آیا اون مشکلی داره؟
.
What's your problem?
مشکلت چیه؟
.
نکته:
پرابلم معمولا" ربط به آدمها داره، بنابر این میگیم:
My problem
Your problem
Their problem
.
Trouble: دردسر
ترابل معمولا" در مورد چیزها و مشکلات منفی است که راه حل کمتری دارد و معمولا" ارتباط به احساساتی دارند که در اثر رخداد یک اتفاق برای ما ناشی میشوند: پس بهترین معنی و نزدیکترین در فارسی میشه: "دردسر"
مثال:
get in trouble
توی دردسر افتادن
.
I've had similar trouble with this car before.
من قبلا" همچین دردسرهایی رو با این ماشین داشتم
و
I'm so sorry to cause so much trouble for you guys.
متاسفم بچه ها که اینقدر دردسر برای شما درست کردم
.
That boy is trouble.
اون پسر مایه ی دردسره
.
Issue:مسئله
ایشو به مسایلی که معمولا" در محیط کاری رخ میده اشاره داره
مثال:
You have serious issues.
تو مشکلات/ مسائل جدی داری
.
The issue is the cost.
مساله/ مشکل قیمت (آن چیز) است
.
This issue keeps coming up again and again.
این مشکل/ مساله همش هی داره پیش میاد
.
نکته ها
1:دقت داشته باشید که پرابلم و ایشو، قابل شمارش countable هستند:
یعنی میتوانیم بگوییم:
A problem
Ten problem
Six issue
A issue
.
2:بنابر اینکه ترابل قابل شمارش نیست،
پس نمیتوان برای ترابل از حرفهای تعریفarticles: a or the استفاده کرد
اما میتوان گفت:
Some trouble

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ دی ۹۶ ، ۱۸:۲۲
يكشنبه, ۵ شهریور ۱۳۹۶، ۰۸:۴۷ ب.ظ

اشتباه رایج استفاده از Advice vs Advise در انگلیسی

اشتباه رایج استفاده از Advice vs Advise در انگلیسی
.
The words advice and advise are often confused in English.
این دو تا رو خیلی ها اشتباه میکنند
.
I advise you to read through this lesson so you will no longer need advice on this matter.
بهت نصیحت میکنم که این درس رو بخونی تا دیگه به نصیحت نیاز نداشته باشی
-
Advice
نصیحت
Advice is a noun and refers to information offered by one person to another to help the latter make a decision or take action.
.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ شهریور ۹۶ ، ۲۰:۴۷
سه شنبه, ۲۴ مرداد ۱۳۹۶، ۰۶:۵۸ ب.ظ

No or Not? کی و کجا استفاده کنیم؟

No or Not? کی و کجا استفاده کنیم؟
.
‘No’ is used to respond to questions.
برای پاسخ به سوالات از No استفاده میشه
.
Do you speak French? No.
-----

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ مرداد ۹۶ ، ۱۸:۵۸

مکالمه ایی بسیار مفید و ارزنده در انگلیسی همراه با اصطلاحات جالب و عالی در انگلیسی
.
Meet the target
یک اصطلاح؛ به معنی به هدف رسیدن و هدف را زدن و به آن نقطه مورد انتظار دستیابیدن/ تارگت را زدن
.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ مرداد ۹۶ ، ۱۹:۱۵
دوشنبه, ۹ مرداد ۱۳۹۶، ۱۰:۲۵ ب.ظ

چند تا جمله کاربردی با Enough در انگلیسی

چند تا جمله کاربردی با Enough در انگلیسی

I've had enough

من به اندازه کافی داشته ام/

مثلا" :من به اندازه کافی سختی داشته ام و ...

.

We have enough time

ما وقت کافی داریم

.

That's enough for today

برای امروز کافی است

.

Are you old enough to vote?

آیا سن ات به اندازه کافی است که رای دهی؟

.

Is one thousand yen enough?

آیا هزار ین کافی است؟

.

She isn't good enough for Mori

او به اندازه کافی برای موری خوب نیست/ به اندازه کافی مناسب موری نیست

.

He is old enough to drive a car

او به اندازه کافی سن دارد که ماشینی را براند

او سن اش برای رانندگی کافی است

.

He is old enough to travel alone

او به اندازه کافی بزرگ است که تنها مسافرت کند

.

Selina was stupid enough to believe him

سلینا به اندازه کافی احمق بود که باورش کند

.

She was stupid enough to go out with Mori

او به اندازه کافی احمق بود که با موری بیرون برود

.

Are you spending enough time with your kids?

آیا به اندازه کافی با بچه هایت وقت میگذارنی؟

.

She didn't run fast enough to catch the bus

او به اندازه کافی سریع ندوید که به اتوبوس برسد

.

That's enough!

کافیه/ بَسـّـــه

.

Enough is enough

کافیه دیگه/ بس کن / وقتی میگم کافیه، یعنی کافیه

.

اصطلاح:

He was man enough to admit he had made a mistake

او به اندازه کافی جرات داشت که بگه اشتباه کرده است

.

Fair enough

در حد معقول منصفانه است/ بسیار خب/ معقولانه است

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ مرداد ۹۶ ، ۲۲:۲۵

فرق کاربرد since و for در استفاده برای زمان در انگلیسی
.
وقتی در مورد زمانبندی و تایم صحبت میکنید، میتونید از since و for استفاده کنیم
.
دقت داشته باشید که»
*از for برای در نظر قرار دادن یک بازه زمانی(از یک شروع تا پایان) استفاده میکنیم!!
مثالز:
I do yoga for half an hour every day.
من هر روز به مدت نیم ساعت یوگا کار میکنم
.
I have had this dress for five years.
من این لباس را به مدت 5 سال داشته ام
.
*از Since برای اشاره به یک شروع در گذشته تا هم اکنون استفاده میشود
مثالز:
I have had this dress since 2011.
من از سال 2011 این لباس را داشته ام
.
Mark has been here since 3.30pm.
مارک از ساعت سه و نیم اینجا بوده است
.
My parents have lived here since 1993.
والدینم از سال93 اینجا زندگی کرده اند

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ مرداد ۹۶ ، ۲۰:۲۴