پورتال جامع آموزش زبان انگلیسی Learn English Online

English language learning website
پورتال جدید آموزش زبان انگلیسی
طبقه بندی موضوعی

عبارت و اصطلاح انگلیسی مربوط به نامزدی و ازدواج

Wedding
مراسم ازدواج
------------
Marriage proposal
an offer of marriage
پیشنهاد ازدواج
------------
She accepted his marriage proposal.
او درخواست ازدواجش را پذیرفت
------------
Marriage offer
an offer of marriage
پیشنهاد ازدواج

She politely declined his marriage offer.
او درخواست ازدواجش را مودبانه رد کرد
------------
Engaged

if two people are engaged, they have agreed to marry
نامزد شدن

Have you heard? Sally and Ray are getting engaged.
شنیدی سالی و ری نامزد شده اند؟
------------
Engagement

an agreement between two people to marry, or the period of time they are engaged
نامزدی

Tony was stunned when Lisa suddenly broke off their engagement.
تونی وقتی که لیزا نامزدی اش رو بهم زد شوکه شد
------------
Engagement rings

a ring that a man gives a woman to show that they are engaged
حلقه ی نامزدی

Her engagement ring was so beautiful.
حلقه نامزدی اش خیلی خوشگل بود
------------
Fiancé فیانسه

the man whom a woman is going to marry
نامزد (مرد)

Let me introduce my fiancé.
میخوام نامزدم رو معرفی کنم
----------------
Fiancée
 فیانسه (تلفظشون مثل هم اند)

the woman whom a man is going to marry
نامزد (زن)

My fiancée and I will be married in June.
 من و نامزدم در جولای ازدواج میکنیم

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۴/۱۸

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی